تأكيد قرآن بر كمالات زن

تحول و تكامل موقعيت زن در جوامع مختلف بشري مراحلي را پشت سر گذاشته است، در اجتماعات بدوي زن از حقوق انساني برخوردار نبوده و ضرورت وجودي وي به صورت يك عضو طفيلي تنها براي رفع نيازمندي‌هاي خاص جامعه بوده است.
گويي آن‌ها به مثابه اشياء و متاع‌هايي بودند كه در موقع ازدواج و برده‌ فروشي خريد و فروش مي‌شدند. مردان از نظر تعدد همسر هيچ‌گونه محدوديتي نداشتند و ولايت تام بر ايشان داشتند.
از زمان ظهور شرايع و قوانين مدني در ميان ملل مختلف زن از حقوقي در جامعه انساني برخوردار مي‌شود، اما هنوز به صورت يك انسان ضعيف از استقلال عمل برخوردار نيست و حق مالكيت و اقامه دعوا يا شهادت از وي سلب شده است تا آنكه فرهنگ اصيل و پربار اسلام با آيات خود كه حكايت از برابري زن و مرد در فلسفه آفرينش و سير تكاملي عبادت دارد غل و زنجير محروميت را مي‌گسلد و جايگاه حقيقي زن را تثبيت مي‌بخشد. مقايسه اجمالي جايگاه زن در اديان الهي نمايانگر عظمت زن در فرهنگ اصيل وحي در گذشته نيز مي‌باشد زيرا در انجيل، تورات و صحف ابراهيم خليل (ع) در تكلم كردن با فرشتگان و از ايشان دريافت كردن، سخن خود را با آن‌ها در ميان گذاشتن و سخن آنان را شنيدن، زن نيز همانند مرد سهيم بوده و به ايفاي نقش مي‌پردازد.
لذا قرآن كريم مادر مريم و خود حضرت مريم (س) را بي‌همتا و آن‌ها را در زمره اصفياء قرار مي‌دهد. (جوادي آملي، زن در آيينه جلال و جمال/153)
در ميان انديشه‌هاي مختلف توجه شارع به زن قابل تعمق است. به طور كلي تأكيد قرآن بر روي برخي مسائل نمايانگر اهميت خاص آن‌هاست. در صدر اسلام نزول آيات فراوان براي تثبيت توحيد و مبارزه با شرك نمود عيني در خطر بودن توحيد در آن زمان است.
لذا تأكيد قرآن بر كمالات زن نمايانگر عدم رعايت حقوق و حرمت وي در ايام نزول قرآن است.
به همين جهت قرآن با ذكر زناني كه به جايگاه حقيقي خود رسيده و راه كمال و سعادت را در پيش پاي انسان گشوده‌اند نه تنها با ديده ترحم به آنان نمي‌نگرد، بلكه همانند مردان به وي حقوق طبيعي كه متناسب با خصوصيات فطري و جسماني آنان است، اعطا مي‌كند و با ارزاني داشتن هويت و شخصيتي مستقل از ارجمندي مقام و نقش سازنده وي در ساختار جامعه سخن مي‌گويد و سرانجام با سوق دادن انسان به سوي تفكري ژرف و بررسي واقع‌بينانه روشنگر ارزش والايي است كه اسلام براي زن قائل مي‌گردد.

حيثيت زن و دفاع قرآن2

چنانچه در قرآن مي فرمايد:  « والذين يرمون المحصنات ثم لم ياتوا باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانين جلده و لا تقبلوا لهم شهاده ابدا و اولئك هم الفاسقون الاالذين تابوا من بعد ذلك واصلحوا فان الله غفور رحيم والذين يرمون ازواجهم و لم يكن لهم شهداء الا انفسهم فشهاده احدهم اربع شهادات بالله انه لمن الصادقين و الخامسه ان لعنت الله عليه ان كان من الكاذبين و يدروا عنها العذاب ان تشهد اربع شهادات بالله انه لمن الكاذبين والخامسه ان غضب الله عليها ان كان من الصادقين و لولا فضل الله عليكم و رحمته و ان الله تواب حكيم[1] : آنان كه كه پرتاب كنند به‌سوي زنان پارسا و سپس نيارند چهار تن گواهان پس بزنيدشان هشتاد تازيانه و نپذيريد بر ايشان گواهي هيچگاه و آنانند نافرمانان مگر آنانكه بازگشتند از اين پس و شايستگي گزيدند كه همانا خداوند آمرزنده و رحيم است. و آنانكه خطاب كنند به سوي زنان خود نسبتي را و نباشدشان گواهاني جز خويشتن پس چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا را ياد كنند كه البته در اين دعوي او از راستگويان است و بار پنجم قسم ياد كند لعن خدا بر او باد اگر از دروغگويان است. و دور مي كند از زن شكنجه را اگر چنانچه گواهي دهد چهار مرتبه و بگويد سوگند بخدا كه آن مرد است از دروغگويان و پنجمي آنكه خشم خدا بر او باد اگر آن مرد باشد از راستگويان. و اگر نبود فضل خدابرشما و رحمتش و آنكه خداوند است توبه‌پذير. »

پس بدين ترتيب مي بينيم چنانچه مردي ادعا كرد كه زنش عمل نامشروع انجام داده و گواهي دهد مرد چهار مرتبه و زن نيز بايد چهار گواهي دهد و بدين ترتيب اعتبار و ارزش قسم زن با مرد برابري ميكند و در اين مورد مساوات را قائل مي شود و علاوه براين، قرآن نهايتا قسم زن را پذيرفته و به آن اكتفا ميكند و مسئله را بدين نحو حل و فصل مي كند.با ذكر اين آيه روشن مي شود كه خداوند جانب زن را گرفته و قسم زن بر مرد تسري دارد



[1] . سوره نور آيات 4 الي 10.

حيثيت زن و دفاع قرآن1

قرآن تاكيدي زياد به حفظ حيثيت و حرمت زن در جامعه و نگهداري آبروي او در خانواده دارد. بطوري كه هر گونه ادعايي مبني بر تهمت و حرمت‌شكني نسبت به زن را مردود اعلام كرده، اين عمل را جرم دانسته و براي آن مجازات قائل مي شود. قرآن اعلام ميكند كه اگر كسي به ناروا به زنان پاكدامن تهمتي را روا بدارد، علاوه بر مجازات بدني، شهادت او را مردود و بي‌ارزش اعلام كرده و لقب فاسق را به او ميدهد. قرآن مكررا از حقوق و منزلت خانوادگي و اجتماعي زن در آيات متعددي دفاع ميكند، در جامعه عرب آن زمان كه زن همواره مغضوب جامعه بود را صاحب شان و منزلت كرد.بطوريكه قرآن براي قسم زن ارزشي برابر قسم مرد قائل شده،و بعلاوه، اين قسم زن است كه مورد پذيرش قرار ميگيرد.