6. مديريت و تدبير امورخانه

مديريت و اداره خانواده بيشتر به عهده زن است. اين مديريت هم در جنبه عاطفي و رواني است و هم در اداره امور جاري منزل، هر چند شوهر در هر دو جنبه بايد شريک و سهيم باشد، ليکن ابتکار عمل و تدبير اساسي را بايد زن به عهده گيرد. لذا بايستي براي ايجاد فضاي مناسب عاطفي و رواني و نيز ايجاد محيط زيبا و نشاط‌ بخش در خانه، زن برنامه‌ريزي کند و حتي در صورت نياز، آموزشهاي لازم را ببيند تا بهتر بتواند در خانه يک مدير خوب و موفق باشد. برنامه‌ريزي و نظم در زندگي مي‌تواند بخش مهمي از اختلالات و آشفتيگيها و نگرانيهايي را که اعصاب و بدن انسان را آلوده و فرسوده مي‌سازد، جلوگيري بعمل آورد.

زندگي مشترک بدون وجود ارزشها و اهداف متعال قابل استمرار نيست. دو همسر در زندگي بايد از عزت و نفس و احترام برخوردار باشند، مرد و زن جوان در صورتي مي‌توانند چنين رويه‌اي را در رابطه با يکديگر در پيش بگيرند که خود بزرگ‌منش و داراي عزت نفس باشند و يا همزمان آن را در خود تقويت نمايند. و با برنامه صحيح زندگي خود را اداره کنند. امام کاظم (عليه السلام) مي‌فرمايد: « اوقات روزانه خود را به چهار بخش اختصاص دهيد:

1ـ بخشي را براي خلوت و راز و نياز با خدا اختصاص دهيد.

2ـ بخشي را براي تأمين زندگي به کار و فعاليت بپردازيد.

3ـ بخشي را براي معاشرت و رفت و آمد با برادران و دوستاني داشته باشيد.

4ـ بخشي را براي استراحت و تفريحات سالم داشته، تا از نشاط و نيرويي که از اين رو بدست مي‌آوريد بتوانيد در بخشهاي ديگر عبادت و تجارت و معاشرت تمرکز اعصاب و موفقيت کسب کنيد».

بارالها! به ما توفيق ده که هرگز در زندگي خود از مرز اعتدال بيرون نرويم و از هر گونه افراط و تفريط بپرهيزيم.

5.عفت و چشم‌پوشي از غير

عفت زن، حفظ خويش در مقابل افراد نامحرم و وفاداري کامل نسبت به شوهر است. در زندگي خانوادگي، کمال روحي شوهر غيرت، و کمال روحي زن، عفت اوست. و اين دو صفت در کنار يکديگر خانواده را در درون به سوي وحدت روحي، صميميت و عشق بين زن و شوهر سوق مي‌دهد و از آلودگي‌هاي اخلاقي خانواده و جامعه جلوگيري مي‌کند.

4. پرهيز از عيب‌جويي شوهر

زن و شوهر در عين حال که بايستي عيوب و نارسائيهاي يکديگر را شناسايي کرده، به يکديگر تذکر دهند و براي رفع آنها تلاش مشترک داشته باشند. بايستي مراقب باشند روحيه عيب‌جويي نسبت به يکديگر را پيدا نکنند.

کلاً غيبت و بدگويي و پشت سر ديگران حرف زدن، نوعي خيانت و از پشت خنجر زدن است زيرا طرف مقابل حضور ندارد که از خود دفاع کند و حال آنکه شوهر محرمترين و نزديکترين شخص به زن مي‌باشد. درست است که به او ناجوانمردانه خنجر زد، آيا اين ضربه کانون گرم خانواده را متلاشي نخواهد کرد؟

3.شاکر بودن و قناعت پيشگي

زن در ضمن همراهي با شوهر، براي بهبود وضع زندگي، روحيه شکر، قناعت، و سپاسگزاري از آنچه در زندگي حاصل شده داشته باشد، در بناي خانواده‌اي صميمي و مستحکم بسيار مؤثر خواهد بود. علي (عليه السلام) در مورد پاکدامني و قناعت مي‌فرمايد: «يستدل علي عقل الرجل بالعفة و القناعة؛ پاکدامني و قناعت دليل بر عقل انسان است»

2.همدلي و همراهي با شوهر

زن بايستي مسائل و مشکلاتي که شوهر در اداره زندگي در پيش روي خود دارد با او همدلي کند و اين همدلي را به صورت‌هاي مختلف ابراز نمايد. احساس همدلي که شوهر در همسر خود مشاهده مي‌کند، جرأت و شهامت براي مقابله با سختيها و نيروي رواني او را افزايش مي‌دهد.

علي (عليه السلام) مي‌فرمايد: «اياک و الجزع فانه يقطع الامل و يضعف العمل و يورث الهم؛ از بي‌تابي و ناشکيبايي سخت بپرهيز ، زيرا بي‌صبري و نداشتن تحمل، کارها را ناقص مي‌گرداند و غم و غصه بوجود مي‌آيد»(بحار الانوار،ج82،93).

در عين حال ناراحت شدن و غصه خوردن اصولا يک حالت احساسي و طبيعي است. هر چند پر احساستر باشد،‌ در برابر مسائل و موانع و موضوعات نگران کننده، بيشتر عکس العمل نشان مي‌دهد. و با کابوس غم و غصه دست به گريبان مي‌گردد. لذا با صبر و تحمل بهتر مي‌توان آرامش را در خانواده برقرار نمود

 

نقش زن در استحکام خانواده و اجتماع

 نقشهايي که زن با اجراي آن در زندگي مي‌تواند باعث استحکام خانواده و ايجاد بهداشت روح و روان در خانواده ودر نتيجه در جامعه  شود عبارتند از: 

1ـ احترام و تکريم شوهر

زن بايستي دقت داشته باشد که احترام او نسبت به شوهر هم يک نياز رواني و عامل علاقه و محبت بيشتر شوهر نسبت به اوست. به جاي در نظر گرفتن خصوصيات منفي، بهتر است ويژگيهاي مثبت را در نظر بگيريم و به آنها توجه کنيم. بنابراين از پوزخند زدن، مسخره کردن، متلک گفتن، سرزنش کردن و به رخ کشيدن يکديگر بايد اجتناب کرد. اين‌گونه رفتارهاي نامطلوب موجب افزايش مقاومتهاي رواني در طرف مقابل مي‌شود. و ادامه زندگي زناشويي و ارتباط را دشوار و فاجعه‌آميز مي‌کند.

وقتي که شوهر در خانه با بداخلاقي‌هاي همسرش روبرو مي‌شود و از طرفي در بيرون منزل با عشوه‌گري و طنازي زنهاي هرزه روبرو مي‌شود و با خنده و شوخي و دلبري شوهر را جذب مي‌کنند، مسلم است که مرد هر چند با ايمان باشد بالاخره روزي در برابر ديو قوي شهوت و هوي نفس از پا در مي‌آيد و تسليم هواهاي نفساني زنهاي شيطان صفت مي‌شود. و آنوقت است با غوطه‌ور شدن در گناه و فساد، آرامش روح و بهداشت روان در خانه و جامعه از هم مي‌پاشد.

آنوقت است که بايد به خانم‌ها بگوييم که خود کرده را تدبير نيست