ارکان‌ خانواده‌

رکن‌ اصلی‌ خانواده، زن‌ و شوهرند که‌ با زناشویی‌ و قرارداد و آئین‌ شرعی‌ و قانونی، پیوند زندگی‌ مشترک‌ را می‌بندند، اما با ورود فرزندان، می‌توان‌ گفت‌ که‌ خانواده، تغییر شکل‌ مفهومی‌ یافته‌ و نقش‌ فرزندان‌ پس‌ از آن‌ در کنار والدین‌ قرار می‌گیرد و حقوق‌ و وظایف‌ و کارکردهای‌ جدیدی‌ را در خانواده، ایجاد می‌کند.

به‌طورکلی‌ می‌توان‌ سه‌ نقطة‌ بررسی‌ را در خانواده‌ درنظر گرفت: زن، شوهر، فرزند

بايسته ها

گر بر اين باوريم که در عصر جهانی سازی ، خانواده يکی از مهمترين سنگرهای مقاومت و مرزبان ارزش هاست و می توان با کارآمدی خانواده ، بويژه با ارتقای جايگاه و نقش زنان ، تحولات اجتماعی و تاريخی را به نفع توسعه ارزش های انسانی و مفاهيم جاودانه اسلامی جهت داد، بايد نظام اسلامی با نگاهی آسيب شناسانه بر عملکرد گذشته خويش ، راهی به سوی اصلاح خانواده و بهينه سازی کارکردهای آن بيابد. تدوين منشور خانواده ، اصلاح الگوی مشارکت اجتماعی زنان ، اصلاح نظام آموزشی ، اصلاح الگوهای فرهنگی اجتماعی ، تقويت کانون های مشاوره و توجه خاص دستگاه قضايی از جمله راهکارهای اساسی در بهبود اصلاح وضعيت و جايگاه خانواده در جامعه است.

آنچه گفته شد تنها بخشی از نکته های مهم درباره کارآمدی خانواده ، بحران های پيش رو و بايسته هاست.

بی شک همت نخبگان کشور و انديشمندان مسلمان ، طليعه های شکوفايی و کارآمدی را بيش از گذشته فراروی ما قرار می دهد

خانواده کارآمد6

4.ضعف بنيان های پرورشی و تربيتی : خانواده هايی را مشاهده می کنيم که فاقد مديريت منسجم و عنصر هماهنگ کننده ، نظارت و هدايت صحيح است و والدينی را می يابيم که رسيدگی به معيشت و سپردن فرزندان به مراکز رسمی آموزشی ، تنها دغدغه آنان است.

آموزش «چگونه زيستن» ، «چگونه آموختن» ، «چگونه ساختن» و «چگونه شکيبا بودن» کم کم از صورت ذهنی والدين محو می شود. دستگاه های فرهنگ ساز نيز به جای آشنا کردن والدين با مسووليت های خود و ايجاد پيوند ميان دو نسل ، بی تفاوتی و تک روی را به نسل جوان می آموزند. از سوی ديگر، عدم حضور کافی والدين در کنار فرزندان به کاهش بعد نظارتی و هدايتی و ضعف پيوندهای عاطفی می انجامد

 

 

خانواده کارآمد5

3.عدم تعادل در پيوندهای جنسی و عاطفی : امروزه به دليل ناآشنايی با تاثير روابط جنسی سالم در تقويت پيوندهای عاطفی و نشاط روحی ، اشتغالات خسته کننده زوجين ، به ويژه در مورد زنان که بار سنگين فعاليت خانگی را نيز بر دوش می کشند ؛ فقدان آموزش های موثر و صحيح ، و حاکميت نگاه منفی و زهدگرايانه به روابط جنسی ، زوجين در ايجاد روابط جنسی سالم و ايجاد رابطه کلامی و برقراری ارتباط موثر با يکديگر ناتوانند و اين خود در کاهش رضايت مندی از زندگی تاثيرگذار است

خانواده کارآمد4

2. عدم تناسب در ازدواج : طبق آمار ارائه شده از سوی برخی نهادهای دولتی زنان ، در سال 1380 ، 41درصد از دختران روستايی زمينه ازدواج را از دست داده اند. به نظر می رسد مهمترين عامل آن ، مهاجرت پسران به شهرها برای تحصيل ، اشتغال و ميل به همسرگزينی از جامعه شهری است.
از سوی ديگر ، استقلال پسر و دختر در تصميم گيری و کم شدن نقش سازنده و هدايتگر والدين در ازدواج آنان که هم در کم شدن نقش حمايتی والدين از فرزندان موثر است و هم در رعايت نشدن تناسبات خانوادگی ، از جمله عوامل بروز ناسازگاری و آسيب پذيری خانواده است.

امروزه يکی از عوامل رشد آمار طلاق ، کم رنگ شدن نقش والدين در ازدواج ها و در نتيجه رعايت نشدن تناسبات فرهنگی و خانوادگی است

خانواده کارآمد3

آن چه امروزه برای نظام اسلامی حائز اهميت است ، اتخاذ سياست ها و روش هايی است که فعاليت کليه نهادها را در جهت ارتقای جايگاه خانواده هماهنگ و تقويت کند و موانع کارآمدی را تا حد امکان از ميان بردارد. ناکارآمدی خانواده و نمودهای آن نتايج نگران کننده انجام شده در مجامع علمی و آمارهای مختلف ، نشان از آسيب پذيری و حرکت خانواده ايرانی به قهقرا دارد. نمودهای ناکارآمدی را می توان در موارد زير مشاهده کرد:

1.کم شدن تمايل به تشکيل خانواده : آمارها نشان می دهد که سن ازدواج دختران به مرز 24سالگی و پسران به مرز 27سالگی رسيده است.

مهمترين عوامل افزايش سن ازدواج : تغيير فرهنگ اقتصادی ، افزايش سطح انتظارات از ازدواج ، نظام تحصيلی موجود، بيکاری مردان و اشتغال زنان ، وجود زمينه های ارتباط جنسی بدون نياز به ازدواج ، ترويج فرهنگ بيگانه ، به ويژه در رسانه های جمعی مبنی بر لزوم حفظ استقلال و آزادی های فردی و فرار از محدوديت های ازدواج است

 

خانواده کارآمد2

آسان سازی تشکيل خانواده ، متعادل ساختن انتظارات از يکديگر، رابطه مسوولانه والدين نسبت به يکديگر و فرزندان بويژه ايفای نقش مديريت فعال و شايسته توسط پدر و ايفای نقش سازنده عاطفی و تربيتی توسط مادر، تلطيف روابط حقوقی با حسن خلق ، ارتباط خويشاوندی مسوولانه به منظور برخورداری از حمايت ها و هدايت ها و تقويت نشاط در زندگی ، توجه به شرايط اجتماعی و انعطاف در فعاليت ها و نقش ها به منظور حل مشکلات اجتماعی ، توجه به پرورش دينی و اخلاق و آداب اجتماعی و هماهنگی با نهادهای آموزشی و پرورشی از مواردی است که خانواده ها را برای انجام رسالت تاريخی خود توانمند می سازد. اما نقش عوامل بيرونی را در استحکام و کارآمدی يا تزلزل و ناکارايی خانواده ، هم به عنوان مانع يا تقويت کننده عملکرد والدين و هم به عنوان تاثيرگذار در شخصيت و کارکرد آنان ، نمی توان از نظر دور داشت

خانواده کارآمد1

تغيير نگرش ها نسبت به زن ، اصلاحات اجتماعی و حتی حضور جدی نظام در عرصه های بين المللی مرهون کارآمدی خانواده است.

کارکرد زيستی خانواده ضامن بقای جامعه انسانی است و کارکرد پرورشی آن زمينه ساز تربيت فرزندانی است که برای ساختن جامعه فردا آماده می شوند. تعادل روانی ، استحکام شخصيتی و قوت اراده ، ديگرگرايی ، قدرت رويارويی با مشکلات و صبر بر ناملايمات ، ميل به تلاش و تمايل به سازندگی و ابتکار، ارتباط با خداوند و ميل به عبوديت ، همگی صفاتی اند که در شکل گيری و تقويت آنها خانواده مهمترين نقش را ايفا می کند و در يک کلام می توان خانواده سالم را بهترين بستر رشد فرهنگی و سلامت جسم و روان و مهمترين عامل انتقال ارزش ها و پرورش عاطفی و مهمترين عامل کاهش آسيب های اجتماعی و ارتقای امنيت هر جامعه دانست و زن به عنوان عنصری پرورش دهنده و فرهنگ ساز مهمترين عامل در تحقق اين آثار شگرف است