ج) فضايل اجتماعي

قرآن در عرصه روابط اجتماعي و حركت در جامعه و همچنين در پذيرش مسئوليتهاي اجتماعي، زن را در كنار مرد قرار ميدهد. در جامعهِ بدوي و خرافي آن زمان كه به زن جز همچون يك شيئي يا كسي كه فقط مسئوليت بچه‌داري دارد نمي‌نگرند، قرآن مسئوليت‌هاي سنگيني چون دوستي و سرپرستي، دعوت به معروف و بازداري از منكر، برپاداري نماز و دادن زكات را طرح ميكند.

در عين اينكه مسئوليت اقتصادي و نفقه زن بر عهده مرد مي‌باشد، اما زن مستقلا ميتواند به دادن زكات اقدام كند. و يا همچون زينب در مسجد به امر به معروف و نهي از منكر بپردازد. آنجا كه به نكوهش و سرزنش اصحاب يزيد و مردمي كه بي تفاوت از كنار عاشورا گذشتند بپردازد و مسئوليت سنگين امام حسين(ع) را در عرصه‌اي ديگر ادامه دهد. و همچنين در اطاعت‌پذيري از خدا و پيغمبر، تفاوتي در زن و مرد قائل نشده و ميفرمايد: « المومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يقيمون الصلوه ويوتون الزكوه و يطيعون الله ورسوله اولئك سيرحم الله ان الله عزيز حكيم[1] : مردان مومن و زنان مومنه برخي از ايشان سرپرست و دوست برخي ديگرند، به نيكي فرمان دهند و از زشتي بازدارند، اقامه كننده نماز هستند و زكات ميدهند و اطاعت ميكنند از خدا و پيامبرش آنان را بزودي رحم كند خدا و هرآينه خداست عزتمند و حكيم.»

بدين ترتيب است كه برابري در دعوت به معروف و دوري كردن از منكر برابري در برپاداري نماز و دادن زكات و اطاعت از خدا و رسولش را در زن و مرد مي بينيم.


[1] . توبه - 71.

ب) فضايل اخلاقي

قرآن به برابري زن و مرد در كسب فضايل اخلاقي قائل است. و ادعا دارد كه زنان پابه پاي مردان قادرند تا به درجات متعالي اخلاص و ايمان و تقوي نائل آيند. آنها در كسب فضليتهاي فردي چون مسلمان بودن، مومن بودن، اطاعت‌پذيري، راستگويي، شكيبايي، خداترس بودن و صدقه دادن، روزه داري، نگهداري نفس،ياد كردن خدا، و نهايتا عصاره همهِ اين فضايل كه تقوي است برابر ميباشند، و زن و مرد را در كنار هم مورد خطاب قرار ميدهد. و هر كدام توانايي دارند تا در اين عرصه تلاش كنند و به تعالي و تكامل برسند.

به اين آيه توجه كنيد: « ان المسلمين و المسلمات و المومنين و المومنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم و الحافظات و الذاكرين الله كثيرا و الذاكرات اعدالله لهم مغفره و اجرا كريما[1]: خدا براي مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مومن و زنان مومن و مردان اهل طاعت و زنان اهل طاعت و مردان راستگوي و زنان راستگوي و مردان شكيبا و مردان شكيبا و مردان خداترس و زنان خدا ترس و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده و زنان روزه دار و زنان روزه دار و مردان كه شرمگاه خويش را حفظ مي‌كنند و نيز زنان و مرداني كه خدا را زياد ياد مي‌كنند و نيز زناني كه خدا را زياد ياد ميكنند آمرزش و اجري بزرگ آماده كرده است .


[1] . احزاب - 35.

فضيلت تقوي2

خداوند به اين ترتيب به بسياري ادعاها و شبهات خط بطلان كشيد. اين آيه به وضوح روشن ساخت كه هيچ برتري ذاتي براي مردان نسبت به زنان يا برعكس وجود ندارد. و به‌طور كلي ميتوانند بعضي بر بعضي ديگر فضليت داشته باشند و اين بعضي شامل مردان و زنان ميباشد. به عبارتي انسان‌ها ميتوانند در كسب فضليت‌ها بر يكديگر پيشي گيرند و اين توانايي و پيشي‌گرفتن هم شامل مردان مي‌باشد و هم زنان.مسئله مورد توجه ديگر در آيهِ فوق اين است كه علي رغم اينكه تفاوت در طريقه كسب فضيلت و تلاش در راه خدا، براي زنان و مردان وجود دارد اما اين تفاوت هيچ امتيازي بر يكديگر ايجاد نميكند، و فقط شيوهِ عملكرد آنها با توجه به توانائي‌ها و ويژگي‌هاي خاص‌شان متفاوت است. در آيه بعدي خداوند علت تفاوت‌ها در زن و مرد بودن و در رنگ، نژاد و قبيله را همه و همه راهي براي كسب معرفت و شناسايي قلمداد ميكند، و در واقع اين تفاوتها را دليل و بهانهاي براي تفاخر و برتري بر يكديگر ندانسته، و اعلان ميكند كه برتري به تقوي است و در كسب آن براي انسانها هيچ استثنايي وجود ندارد.

« يا ايهاالناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم ان الله عليم خبير[1] : اي مردم همانا خلق كرديم شمارا از زن ومرد و قرار داديم شما را شاخههايي و تيرههايي تا معرفت كسب كنيد و شناخته شويد همانا گرامي ترين شما نزد خدا باتقواترين شماست...  » .


[1] . حجرات -13.

زن و فضايل الهي در قرآن

الف) فضيلت تقوي1

يكي از مسائل مورد بحث، اين است كه آيا زنان توانايي كسب فضايل را همچون مردان دارا ميباشند؟ به عبارتي علي رغم اينكه قرآن قواميت مرد بر زن را به اعتبار اينكه مسئوليت اقتصادي و تامين زن را به عهده دارد و حق ارث مردان دو برابر زن ميباشد(للذكر مثل حظ الاثنين) و يا اينكه جهاد بر مردان را واجب دانسته و از جهتي زنان در برخي از ايام از نماز و روزه معاف ميباشند،آيا از اين جهات به مقام و منزلت زن و توانايي وي در كسب تقوي خدشه‌اي وارد ميشود؟ اين شبهه در زمان پيامبر نيز براي مردان آن زمان پيش آمد. بطوريكه مرداني كه در جهاد شركت كرده بودند اظهار ميكردند كه بر زنان برتري دارند.جلال‌الدين سيوطي در كتاب شان نزول آيات نقل ميكند:

"هنگامي كه آيه (للذكر مثل حظ الاثنين) نازل شد مردان گفتند: اميدواريم كه بر زنان بواسطه كارهاي خوبي كه انجام ميدهيم در آخرت برتري يابيم، همانطوري كه در اين دنيا در ميراث برتري داريم و سهم ما از ماترك دو برابر سهم زنان هستند. و بدين ترتيب زنان نزد پيامبر رفته از او تمناي جهاد كردند و گفتند ما دوست داريم كه ايزد متعالي براي ما هم جهاد مقرر فرمايد تا آن پاداشي كه مردان از جهاد نصيبشان ميشود ما را هم نصيب گردد. [1] 

بدين ترتيب خداوند اين آيه را نازل كرد: « و لاتتمنوا ما فضل الله به بعضكم علي بعض للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن... [2]: آرزو مكنيد به آن چه خداوند بعضي از شمارا به بعضي ديگر افزوني داد. براي مردان بهره‌اي است از آنچه كسب ميكنند و از براي زنان هم ازآنچه كسب ميكنند بهره‌اي است. »


[1] . شان نزول آيات، جلال الدين سيوطي، ص 167.

[2] . نساء -32.