پایگاه اجتماعی و سیاسی زن(7)

اظهارنظر درچنین‌ موضوعاتی، ذوقی‌ و بدون‌ متد اجتهادی‌ و به‌ روش‌ شعارگونه‌ و سلیقه‌ای‌ نباید باشد و بی‌شک، کاری‌ کارشناسانه‌ (فقیهانه) می‌خواهد. کسانی‌ از فقهای‌ معاصر در این‌ زمینه‌ تحقیقاتی‌ عرضه‌ کردند و قضاوت‌ زن‌ را بی‌اشکال‌ دانستند. اما حتی‌ اگر پس‌ از بررسی‌های‌ دقیق‌ فقهی‌ نیز به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدیم‌ که‌ زنان‌ را از قضاوت‌ در دادگاه، معاف‌ کرده‌اند، نباید آن‌ را توهین‌ و کم‌داشت‌ شأن‌ زن‌ دانست‌ بلکه‌ مسئولیت‌ سختی‌ است‌ که‌ از دوش‌ ظریف‌ او برداشته‌اند. قضاوت‌ از جمله‌ کارهای‌ بسیار دشوار است. صحنه‌های‌ دادگاهها، مجرمان‌ و جانیان‌ و نوع‌ خلافکاریها، مدعیان، شاکیان‌ و... از یک‌ سو و از سوی‌ دیگر نگرانیهای‌ شدید الاهی‌ و وجدانی‌ در شناخت‌ حق‌ و حکم‌ به‌ عدل، و سرانجام‌ حساب‌ و کتابهای‌ افرادی، که‌ براستی‌ اعماق‌ وجود آدمی‌ را می‌لرزاند. با توجه‌ به‌ این‌ مسائل، قضاوت، کاری‌ دشوار و خطر آفرین‌ است. و در تعالیم‌ ما دراین‌باره‌ تعبیرهایی‌ بسیار کوبنده‌ روایت‌ شده‌ است، که‌ هر کسی‌ اندکی‌ آنها را بنگرد برای‌ او بسیار دشوار است‌ در این‌ میدان‌ گام‌ گذارد. اکنون‌ تنها یک‌ حدیث‌ از امام‌ صادق«ع» در این‌ زمینه‌ یادآوری‌ می‌شود:«القضاه‌ اربعه، ثلاثه‌ فی‌ النار و واحدٌ‌ فی‌ الجنه: رجلٌ‌ قَضی‌ بجور و هو یعلم‌ فهو فی‌ النار و رجلٌ‌ قضی‌ بجورٍ‌ و هو لایعلم‌ فهو فی‌ النار و رجلٌ‌ قضی‌ بحقٍ‌ و هو لایعلم‌ فهو فی‌ النار و رجلٌ‌ قضی‌ بالحق‌ و هو یعلم‌ فهو فی‌ الجنه(10)‌‌ قاضیان‌ چهار گروهند، سه‌ گروه‌ دوزخی‌ و یک‌ گروه‌ بهشتیند:

1. کسی‌ که‌ به‌ ظلم‌ قضاوت‌ کند و می‌داند که‌ قضاوتش‌ ظالمانه‌ است.

2. کسی‌ که‌ به‌ ظلم‌ داوری‌ کند و نمی‌داند که‌ ظلم‌ است.

3. کسی‌ که‌ به‌ حق، داوری‌ کند و نداند که‌ به‌ عدل‌ حکم‌ داده‌ است. این‌ سه‌ دوزخیند.

4. کسی‌ که‌ به‌ حق‌ قضاوت‌ کند و می‌داند که‌ حق‌ است، او بهشتی‌ است».

در احادیثی، قضاوت‌ کار پیامبران‌ شمرده‌ شده‌ است، و در سخنی‌ از امام‌ علی«ع»، و دشواری‌ قضاوت‌ را چون‌ دشواری‌ حکومت‌ بر جامعه‌ شمرده‌ است:«کودکانی‌ نوشته‌هایشان‌ را به‌ داوری‌ نزد امام‌ علی«ع» بردند، تا بهترین‌ را مشخص‌ کند. امام«ع» فرمود:«اما انها حکومه‌ والجور فیها کالجور فی‌الحکم(11)‌‌ آگاه‌ باشید این‌ خود قضاوت‌ است‌ و ظلم‌ در این‌ داوری، چون‌ بیداد در کار حکومتگران‌ است».

اکنون‌ با توجه‌ به‌ این‌ دشواریها در کار قضاوت، آیا برداشتن‌ آن‌ از دوش‌ طبقه‌ای‌ یا افرادی، نوعی‌ خدمت‌ است‌ و رعایت‌ حال‌ این‌ گروه‌ یا طبقه‌ یا موجب‌ کم‌ بینی‌ و نفی‌ شخصیت‌ آنان؟! بنظر این‌ بینهایت‌ کوچک، برداشتن‌ بار مسئولیت‌ قضاوت‌ از دوش‌ زنان، بر فرض‌ اثبات‌ آن، پیام‌ آور خدمتی‌ بزرگ‌ به‌ این‌ بخش‌ از جامعه‌ انسانی‌ است، چون‌ دیگر کارهای‌ سخت‌ و مشقت‌زا همانند جهاد. بویژه‌ با توجه‌ به‌ این‌ واقعیت‌ که‌ در این‌ خصوص، زنان‌ از مردان، آسیب‌پذیرتر، عاطفی‌تر و با احساس‌ترند. عواطف‌ در کار داوریِ‌ درست، انسان‌ را دچار بحرانهای‌ شکننده‌ای‌ می‌سازد. قاضی‌ شدن، تکلیف‌ و درگیری‌ است‌ نه‌ امتیاز و موقعیت!

___________________________________

10- کافی‌ 7/407

11- وسائل‌ 18/528 - تهذیب‌ 10/150

پایگاه اجتماعی و سیاسی زن(6)

نزد برخی‌ فقهأ، مسلم‌ نیست‌ که‌ این‌ «رجل»، منظور جنس‌ نرینه‌ باشد؛ بلکه‌ بسا منظور، فرد انسانی‌ است‌ که‌ به‌ این‌ مرحله‌ از درک‌ و دریافت‌ دینی‌ رسیده‌ باشد و در احادیث‌ حلال‌ و حرام‌ و قوانین‌ استنباط‌ شده‌ از آن، صاحب‌ درایت‌ و تشخیص‌ باشد.

بسیاری‌ از تعبیرها یا خطابها که‌ به‌ جنس‌ مذکر است، خطاب‌ عام‌ و به‌ انسان‌ متوجه‌ است. خطابها بیشتر به‌ مردان‌ است، چون‌ مردان‌ در جامعه، حضور آشکارتر و روشنتری‌ داشتند و به‌ آنان‌ بیشتر دسترسی‌ بوده‌ است. بنابراین‌ در اینگونه‌ احکام، جنسیت‌ شرط‌ نیست؛ بلکه‌ قضیه‌ خارجیه‌ است. از مجموع‌ حدیث‌ نیز این‌ موضوع‌ روشن‌ می‌شود که‌ بیشترین‌ حساسیت‌ و تاکید در کلام‌ امام‌ بر داوری‌ حاکمان‌ ظلم‌ و قضاوت‌ آنان‌ است. در حدیث‌ بر دو محور تاکید شده‌ است: 1. قاضی، اهل‌ حق‌ و مذهب‌ عدل‌ باشد. 2. عالم‌ و آگاه‌ به‌ مسائل‌ قضاوت‌ باشد.

پس‌ جهت گیری‌ کلی‌ حدیث، مراجعه‌ به‌ دادگاههای‌ طاغوتی‌ است. بنابراین‌ دلائل‌ قضاوت، شامل‌ هر انسانی‌ می‌شود که‌ شرائط‌ قضاوت‌ را دارا باشد. علم، تقوا، دقت‌ نظر و قدرت‌ تصمیم‌گیری‌ بدور از احساس‌ و عواطف، شرط‌ لازم‌ است. و برخی‌ فقهأ معتقدند که‌ قضاوت‌ زن، شرط‌ خاص‌ و دلیل‌ مخصوصی‌ نمی‌خواهد، در صورتیکه‌ شرائط‌ عمومی‌ جواز قضاوت‌ وجود داشته‌ باشد.

حدیث‌ دیگری‌ نیز علیه‌ قضاوت‌ زن‌ مورد استدلال‌ قرار گرفته‌ است. و آن‌ حدیثی‌ است‌ که‌ شیخ‌ حُر‌ عاملی‌ در «وسائل» بابی‌ را برای‌ آن‌ تشکیل‌ داده‌ است‌ با این‌ عنوان: «باب‌ ان‌ المرئه‌ لاتولی‌ القضأ» و در ذیل‌ این‌ عنوان‌ تنها یک‌ حدیث‌ آورده‌ است‌ بدینسان:پیامبر«ص»: «یا علی، لیس‌ عَلَی‌ المرئه‌ جمعه... ولا تولی‌ القضأ(9)...‌‌ نماز جمعه‌ بر زنان‌ واجب‌ نیست‌ و قضاوت‌ نیز برای‌ ایشان‌ روا نیست» . فقهأ مزبور می‌گویند که‌ به‌ این‌ حدیث‌ در مورد نماز جمعه، عمل‌ نکردند و آن‌ را نپذیرفتند و نماز جمعه‌ را بر زن‌ و مرد، لازم‌ دانستند. حال‌ چگونه‌ می‌شود که‌ فرازی‌ از حدیث‌ پذیرفته‌ نشود، و فراز دیگر آن‌ مقبول‌ باشد. بهر حال‌ استدلال‌ به‌ این‌ حدیث‌ را نیز چندان‌ واضح‌ ندانسته‌اند.

________________________________

9- وسائل‌ الشیعه‌ 18/96.

پایگاه اجتماعی و سیاسی زن(5)

براساس‌ ضرورت‌ آمادگی‌ برای‌ دوران‌ ظهور دست‌ کم‌ در جامعه‌ منتظرِ‌ زنان‌ پیش‌ از ظهور باید در پهنه‌ ژرف‌شناسی‌ دین‌ (تفقه‌ و فقاهت) و درک‌ درست‌ از مدیریتهای‌ اجتماعی‌ و زمامداری، گام‌ بگذارند و آمادگیها و تناسبهایی‌ در این‌ سطح‌ در خویش‌ پدید آورند، تا بتوانند در آن‌ دگرگونی‌ و انقلاب‌ بزرگ‌ جهانی‌ شرکت‌ کنند.در قضاوت‌ زنان‌ نیز انظار گونه‌ گونی‌ ارائه‌ شده‌ است‌ و گرچه‌ گروهی‌ از فقها این‌ منصب‌ را برای‌ زن‌ روا نمی‌دانند، برخی‌ این‌ موضوع‌ را اجماعی‌ نیز پنداشتند؛ لیکن‌ پاره‌ای‌ از فقهای‌ گذشته‌ و زمان‌ حاضر، قضاوت‌ زن‌ را مجاز می‌دانند. از گذشتگان‌ چون‌ مقدس‌ اردبیلی‌ که‌ ایشان‌ ممنوعیت‌ کلی‌ قضاوت‌ زن‌ را درست‌ نمی‌داند و اجماع‌ را نیز منکر است.

دلیل‌ دیگر مخالفان، حدیث‌ امام‌ صادق‌ «ع» است:

امام‌ صادق‌ «ع» - ابی‌ خدیجه: بعثنی‌ ابوعبدالله‌ الی‌ اصحابنا، فقال: قل‌ لهم: ایاکم‌ اذا وقعت‌ بینکم‌ حضومه‌ او تداری‌ فی‌ شی‌ من‌ الاخذ و العطأ ان‌ تحاکموا الی‌ احد من‌ هولأ الفساق، اجعلوا بینکم‌ رجلاً‌ قد عرف‌ حلالنا و حرامنا، فانی‌ قد جعلته‌ علیکم‌ قاضیا، و ایاکم‌ ان‌ یخاصم‌ بعضکم‌ بعضاً‌ الی‌ السلطان‌ الجائر(8)‌‌ ابی‌ خدیجه‌ می‌گوید: امام‌ صادق‌ «ع» مرا با این‌ پیام‌ نزد شیعیان‌ فرستاد که: مبادا هنگام‌ درگیریها یا اختلافهای‌ مالی‌ برای‌ قضاوت‌ نزد این‌ قاضیان‌ فاسد بروید، بلکه‌ مردی‌ را که‌ حلال‌ و حرام‌ (احکام) ما را می‌شناسد میان‌ خود تعیین‌ کنید که‌ من‌ او را برای‌ شما حاکم‌ و قاضی‌ قرار دادم‌ و بپرهیزید از اینکه‌ برای‌ امر قضاوت‌ به‌ حاکم‌ ظالم‌ رجوع‌ کنید».

__________________________________

8-وسائل‌ 18/100

پایگاه اجتماعی و سیاسی زن(4)

در مرجعیت‌ تقلید نیز برخی، قیود مرد بودن‌ را شرط‌ نمی‌دانند در صورتیکه‌ زن‌ یا زنانی، شرائط‌ کلی‌ آن‌ را دارا باشند. در آینده‌ تاریخ‌ و دوران‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌ «عج» نیز زنان‌ نقش‌ اجتماعی‌ مهمی‌ دارند و در انقلاب‌ جهانی‌ مهدوی«ع» مشارکت‌ می‌کنند و نخبگانی‌ از ایشان‌ در کادرِ‌ آن‌ انقلاب‌ قرار دارند:امام‌ باقر«ع»: «...ویجییء والله‌ ثلاثمأه‌ و بضعه‌ عشر رجلاً‌ فیهم‌ خمسون‌ امرأه(6)...‌‌ به‌ خدا سوگند سیصد و سیزده‌ تن‌ از مردان‌ نزد او آیند، که‌ با آنان‌ پنجاه‌ زن‌ نیز هست...».

این‌ موضوع‌ نقش‌ اجتماعی‌ زنان‌ را در آینده‌ می‌رساند، بویژه‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ هسته‌ نخستین‌ یاران‌ امام‌ موعود «ع»، از فهم‌ و درک‌ و دین‌ باوری‌ و دین‌شناسی‌ ژرفی‌ برخوردارند، و شخصیتهای‌ ممتاز و استثنایی‌ هستند و شرکت‌ در این‌ گروه، دانش‌ و بینش‌ و توان‌ فکری‌ و علمی‌ و قدرت‌ روحی‌ ویژه‌ای‌ را می‌طلبد:

امام‌ صادق«ع» - ابوبصیر: «جعلت‌ فداک‌ لیس‌ علی‌ الارض‌ یومئذ مؤ‌من‌ غیرهم‌ (اصحاب‌ المهدی)؟ قال: بلی‌ ولکن‌ هذه‌ التی‌ یخرج‌ الله‌ فیها القائم، و هم‌ النجبأ و القضاه‌ و الحکام‌ و الفقهأ فی‌الدین(7)... ابوبصیر گوید: به‌ امام‌ صادق«ع» گفتم: فدایت‌ گردم‌ در آن‌ روزگار (روزگار ظهور) مؤ‌منانی‌ جز یاران‌ مهدی«ع» وجود ندارند؟ امام‌ فرمود: آری‌ مؤ‌منانی‌ جز آنان‌ هستند، لیکن‌ آن‌ گروه‌ که‌ با قائم‌ «ع» هنگامی‌ که‌ قیام‌ می‌کند کار می‌کنند نجیبان‌ و قاضیان‌ و حکم‌گزاران‌ و فقیهان‌ و دین‌شناسانی‌ هستند...»

_______________________________

6- تفسیر عیاشی‌ 1/65؛ عصر زندگی‌ /75.

7- عصر زندگی‌ / 104: به‌ نقل‌ از وز در منتخب‌ الاثر»/ 458

پایگاه اجتماعی و سیاسی زن(3)

قرآن‌ کریم: «یا ایهاالذین‌ آمنوا اذا جأکم‌ المؤ‌منات‌ مهاجرات‌ فامتحنو هن‌ الله‌ اعلم‌ بایما نهن‌ فان‌ علمتموهُن‌ مؤ‌منات‌ فلاتر جعوهُن‌ الی‌ الکفار...(4)‌‌ ای‌ معاد باوران، چون‌ زنان‌ مؤ‌منی‌ که‌ مهاجرت‌ کرده‌اند به‌ نزدتان‌ آیند، بیازماییدشان. خدا به‌ ایمانشان‌ داناتر است، پس‌ اگر دانستید که‌ ایمان‌ آورده‌اند، نزد کافران‌ بازشان‌ مگردانید...».

امتحان‌ زنان‌ مهاجر به‌ این‌ علت‌ بود که‌ جدایی‌ آنان‌ از خانواده، بخاطر اختلافات‌ خانوادگی‌ یا ناخواهانی‌ با همسرانشان‌ نباشد. چنانکه‌ در شأن‌ نزول‌ آیه‌ در تفاسیر آمده‌ است. امتحان‌ بدینصورت‌ بوده‌ است‌ که‌ زنان‌ مهاجر سوگند یاد می‌کردند که‌ مهاجرتشان‌ از ناخواهانی‌ با همسران‌ و دلزدگی‌ از شهر و آبادی‌ و دلدادگی‌ به‌ آبادیهای‌ دیگر و یا مسائل‌ دنیایی‌ نباشد.(5)

در نهضتهای‌ اجتماعی‌ دیگر نیز زنان‌ می‌توانند مشارکت‌ داشته‌ باشند و جریانها و حرکتهای‌ سالمی‌ برای‌ هدایت‌ جامعه‌ پدید آورند، و یا در نهضتهای‌ اجتماعی‌ شرکت‌ جویند. نهضت‌ عاشورا بهترین‌ نمونه‌ این‌ مشارکت‌ است‌ و در دوران‌ اخیر نیز نقش‌ زنان‌ در نهضت‌ تنباکو است، و در زمان‌ حاضر نقش‌ آفرینی‌های‌ حماسی‌ زنان‌ در انقلاب‌ اسلامی‌ روشن‌ است.

جز یکی‌ دو مورد در همه‌ مسئولیت‌های‌ اجتماعی‌ نیز زنان‌ می‌توانند شرکت‌ کنند. تنها در موضوع‌ امامت‌ است‌ که‌ وضعیت‌ استثنایی‌ دارد. البته‌ صعود به‌ مقام‌ عصمت‌ و ولایت، که‌ جوهر اصلی‌ نبوت‌ و امامت‌ است‌ در شأن‌ زن‌ نیز هست، و بعنوان‌ نمونه، بانوی‌ بزرگ‌ حضرت‌ فاطمه‌ «ع» دارای‌ این‌ مقام‌ است؛ لیکن‌ رسالت‌ و امامت‌ اجتماعی‌ که‌ با دشواریهای‌ طاقت‌فرسایی‌ همچون‌ جنگها و... همراه‌ است، تکلیفی‌ است‌ که‌ زن‌ از آن‌ معاف‌ شده‌ است.

_____________________________________

4- سوره‌ ممتحنه‌ 60/10.

5- مجمع‌البیان‌ 9/273. و مجمع‌الفائده‌ و البرهان‌ فی‌شرح‌ ارشاد الاذهان‌ 2/15 وسائل‌ 18/100.

پایگاه اجتماعی و سیاسی زن2

پیامبر«ص» طبق‌ دستور قرآن‌ کریم، با زنان‌ مستقلاً‌ بیعت‌ می‌کند و بر سر اصول‌ و معیارهایی‌ پیمان‌ می‌بندد و بدینگونه‌ این‌ بدنه‌ از جامعه‌ اسلامی‌ را با مسئولیتهای‌ سیاسی‌ - اجتماعی‌ خویش‌ آشنا می‌سازد:

قرآن‌ کریم: «یا ایها النبی‌ اذا جأک‌ المؤ‌منات‌ یبایعنک‌ علی‌ اَن‌ لا‌ یُشرکنَ‌ بالله‌ شیئاً‌ ولا یسرقن‌ و لا یزنین‌ و لا یقتلن‌ اولا دهُن‌ و لا یأتین‌ ببهتانٍ‌ یفترینه‌ بین‌ ایدیهن‌ و ارجلهن‌ ولا یعصینک‌ فی‌ معروفٍ‌ فبا یعهُنَّ‌ و استغفر لهن‌ الله‌ ان‌ الله‌ غفورٌ‌ رحیمٌ(2)‌‌ ای‌ پیامبر، اگر زنان‌ مؤ‌من‌ نزد تو آمدند تا بیعت‌ کنند، بدین‌ شرط‌ که‌ هیچ‌کس‌ را با خدا شریک‌ نکنند و دزدی‌ نکنند و زنا نکنند و فرزندان‌ خود را نکشند و بهتان‌ نزنند و فرزندی‌ را که‌ از آنِ‌ شوهرشان‌ نیست‌ به‌ او نسبت‌ ندهند و در کارهای‌نیک‌ از تونافرمانی‌ نکنند، با آنها بیعت‌ کن‌ و برایشان‌ از خدا آمرزش‌ بخواه‌ که‌ خداوند آمرزنده‌ و مهربان‌ است.»

این‌ آیه‌ درباره‌ بیعت‌ و هم‌ پیمانی‌ زنان‌ با نظام‌ تازه‌ تأسیس‌ حکومت‌ اسلامی‌ در زمان‌ پیامبر«ص» است‌ و این‌ جریان‌ در روز فتح‌ مکه‌ رخ‌ داده‌ است‌ که‌ چون‌ پیامبر«ص» از بیعت‌ با مردان‌ فارغ‌ شد، زنان‌ نزد پیامبر آمدند و خواستند با او بیعت‌ کنند. در این‌ هنگام‌ این‌ آیه‌ نازل‌ شد و بر دخالت‌ زنان‌ در مسائل‌ سیاسی‌ صحه‌ گذاشت‌ و شرائط‌ هم‌پیمانی‌ با پیامبر«ص» را برشمرد.

درباره‌ چگونگی‌ این‌ بیعت‌ گفته‌اند که‌ پیامبر«ص» با زنان، با گفتار وکلام، بیعت‌ می‌کرد و یا اینکه‌ دستور می‌داد ظرف‌ آبی‌ می‌آوردند و خود دست‌ در ظرف‌ فرو می‌برد، سپس‌ زنان‌ دست‌ در ظرف‌ می‌نهادند و بدینگونه‌ پیمان‌ بزرگ‌ رابطه‌ فرد و دولت‌ تحقق‌ می‌یافت‌ و برخی‌ نیز گفتند که‌ بیعت‌ با زنان‌ در زمان‌ پیامبر«ص» از روی‌ لباس‌ و پوشش‌ بوده‌ است.(3) در روز غدیر نیز در روایات‌ آمده‌ است‌ که‌ برای‌ بیعت‌ زنان‌ با امام‌ علی«ع»، ظرف‌ آبی‌ آوردند.

همچنین‌ زنان، در نهضت‌ بزرگ‌ اجتماعی‌ - سیاسی‌ هجرت‌ نیز شرکت‌ کردند و مهاجرت‌ آنان‌ چون‌ مردان‌ و بدون‌ هیچ‌ تفاوتی‌ پذیرفته‌ و در وحی‌ شریف، بعنوان‌ پدیده‌ای‌ اصیل، مطرح‌ شد. آنهم‌ در دورانی‌ که‌ زنان‌ از اکثریت‌ حقوق‌ خویش‌ محروم‌ بودند و حق‌ دخالت‌ در کوچکترین‌ مسائل‌ اجتماعی‌ را نداشتند.

1- سوره‌ توبه‌ 9/71.

2- سوره‌ ممتحنه‌ 60/12.

3- مجمع‌ البیان‌ 9/276.

پایگاه اجتماعی و سیاسی زن1

در اسلام، زنان‌ چون‌ مردان‌ در مسائل‌ اجتماعی، پایگاه‌ و جایگاهی‌ مناسب‌ دارند و از حرکتهای‌ اجتماعی‌ و فعالیتهای‌ گروهی‌ ممنوع‌ نگردیدند؛ بلکه‌ طبق‌ تعالیم‌ مسلم‌ قرآنی‌ و حدیثی، مسئولیتهای‌ اجتماعی‌ بسیاری‌ بطور یکسان‌ متوجه‌ مرد و زن‌ است. البته‌ تکلیف‌ «جهاد» ابتدائی‌ و جنگ‌ تهاجمی‌ از زنان‌ برداشته‌ شده‌ است؛ البته‌ تنها جهاد و نه‌ مبارزات‌ دیگر چون‌ مبارزه‌ دفاعی‌ و یا بسیاری‌ از مقدمات‌ یا ملازمات‌ و یا مؤ‌خرات‌ جنگ‌ و جهاد. و این‌ رفع‌ تکلیف، در جهت‌ خدمت‌ به‌ زنان‌ و کرامت‌ ایشان‌ است.

قرآن‌ می‌فرماید: «والمؤ‌منون‌ والمؤ‌منات‌ بعضهم‌ اولیآء بعض‌ یأمرون‌ بالمعروف‌ وینهون‌ عن‌المنکر و یقیمون‌الصَّلوه‌ و یؤ‌تون‌الزَّکاه‌ و یطیعون‌الله‌ و رسوله‌ اولئک‌ سیرحمهم‌الله‌ ان‌الله‌ عزیزٌحکیمٌ(1) ‌‌: مردان‌ مؤ‌من‌ و زنان‌ مؤ‌من‌ برخی‌ بر برخی‌ ولایت‌ (سرپرستی) دارند به‌ معروف‌ یکدیگر را امر می‌کنند و از منکر باز می‌دارند و نماز می‌گذارند و زکات‌ می‌دهند و از خدا و پیامبرش‌ فرمان‌ می‌برند، خدا اینان‌ را رحمت‌ خواهد کرد. خدا پیروزمند و حکیم‌ است».

در این‌ فرموده‌ خداوند، زنان‌ چون‌ مردان‌ دارای‌ مسئولیت‌ بزرگ‌ ولایت‌ اجتماعی‌ می‌باشند؛ از اینرو به‌ هدایتگری‌ و امر به‌ معروف‌ و بازدارندگی‌ از زشتیها و ناهنجاریها در همه‌ زمینه‌های‌ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی‌ و حقوقی‌ می‌پردازند. با گستردگی‌ مفهوم‌ «منکر» و «معروف» در اسلام، گستره‌ دخالتهای‌ اجتماعی‌ زن‌ روشن‌ می‌شود. بنابراین‌ در همه‌ عرصه‌هایی‌ که‌ مردان‌ می‌توانند دخالت‌ کنند، زنان‌ نیز می‌توانند دخالت‌ کنند مگر موارد استثنائی‌ که‌ تکلیف‌ سنگینی‌ آن‌ از دوش‌ زنان‌ برداشته‌ و متقابلاً‌ تکالیف‌ مهم‌ دیگری‌ جایگزین‌ آن‌ شده‌ است‌ و مسائل‌ سیاسی‌ و حکومتی‌ در رأس‌ هرم‌ مسائل‌ اجتماعی‌ قرار دارد. از اینرو می‌نگریم‌ که‌ در صدر اسلام، زنان‌ در مسائل‌ سیاسی‌ دخالت‌ کردند و در صحنه‌ حضوری‌ روشن‌ داشتند