حضور زنان در صحنه اجتماع3

بنابراين مشاركت زنان وبانوان در صحنه‏هاى گوناگون اجتماعى و سياسى بايد با رعايت كامل و دقيق اين دو اصل مهم و اساسى صورت پذيرد. تاريخ اسلام زنان مؤمن و فداكار بسيارى را سراغ دارد، كه علاوه بر انجام مسئوليت و رسالت خود در خانواده و رعايت كامل شئون عفت و پاكدامنى با حضور فعال خود در صحنه‏هاى حساس سياسى و اجتماعى مسير تاريخ را تغيير داده‏اند و بدينوسيله نام خود را در زمره مردان و زنان تاريخ ساز به ثبت رسانده‏اند.

بدون شك زينب كبري(س) يكى از زنانى است كه به عنوان الگو و اسوه براى همه زنان و مردان آزاده، آزاديخواه و ظلم ستيز در همه زمان‏ها مطرح است

حضور زنان در صحنه اجتماع2

وظيفه اصلى زنان و بانوان هر جامعه تربيت و پرورش نسل جديد آن جامعه و گرم نگهداشتن كانون خانواده است؛ از اين رو اشتغال به هر كارى كه زنان را از انجام اين وظيفه خطير بازدارد، آنان را از رسالت اصلى خود بازداشته است و علاوه بر آنكه زيان‏هاى غير قابل جبرانى بر جامعه وارد مى‏سازد، زنان را نيز از شخصيت و هويت واقعى خود تهى نموده، به آنها شخصيت كاذب و دروغين مى‏بخشد؛ چرا كه كمال و شخصيت هر انسان در آن است كه توانايى‏ها و استعدادهاى خود را به خوبى بشناسد و آنها را به فعليت برساند. بنابراين يك اصل مهم و اساسى كه در مشاركت زنان درصحنه‏هاى گوناگون جامعه بايد به آن توجه شود اين است كه پذيرش هرگونه مسئوليتى از سوى آنان نبايد به وظيفه اصلى آنها كه تربيت نسل جديد جامعه و گرم نگهداشتن كانون خانواده است كم‏ترين لطمه و آسيبى وارد سازد

نكته ديگرى كه در مشاركت زنان در صحنه‏هاى گوناگون اجتماعى و سياسى بايد مورد توجه قرار گيرد، حفظ حدود شرعى و حريم عفت، حيا و پاكدامنى و دورنگهداشتن ميدان كار و مسئوليت از هرگونه تمتع و بهره‏گيرى‏هاى جنسى است. كشانده شدن مسائل جنسى به صحنه جامعه، علاوه بر آنكه بنيان و اساس خانواده را متزلزل مى‏كند بيش‏ترين و بزرگ‏ترين ضربه را به شخصيت و هويت زنان وارد مى‏سازد، و شخصيت آنان را در حدّ ابزار و وسيله‏اى براى كاميابى و كامجويى مردان هوسران و يا وسيله‏اى در جهت منافع مادى دنياپرستان و  مطامع سياسى سياستمداران تنزل مى‏دهد

حضور زنان در صحنه اجتماع1

اصل مهم و اساسى كه در مشاركت زنان درصحنه‏هاى گوناگون جامعه بايد به آن توجه شود اين است كه پذيرش هرگونه مسئوليتى از سوى آنان نبايد به وظيفه اصلى آنها كه تربيت نسل جديد جامعه و گرم نگهداشتن كانون خانواده است كم‏ترين لطمه و آسيبى وارد سازد.

مشاركت و حضور زنان در صحنه‏هاى گوناگون جامعه از مسائلى است كه در زمان حاضر پيرامون آن فراوان سخن گفته مى‏شود. اصل حضور بانوان در صحنه اجتماع مسأله‏اى مورد توافق است اما در شرايط و محدوده آن اختلاف است. آنچه در اين باره به طور بسيار فشرده و مختصر مى‏توان گفت؛ اين است كه، هر كار جمعى و گروهى نيازمند افرادى با  تخصص‏ها و مهارت‏هاى گوناگون است كه به هر يك از آنان مسئوليتى متناسب با تخصص و مهارتش واگذار شود. به كار گرفتن اعضاى يك مجموعه در كارى بر خلاف تخصص و مهارتش سبب ناكارآمدى آن گروه و به هدر رفتن تلاش آنان خواهد شد. شادابى و نشاط هر جامعه و تربيت نسل جديد در گرو اين است كه بشر از دو جنس مخالف زن و مرد، با ساختمان وجودى و روحيات متفاوت و گوناگون آفريده شوند، و هر يك از آنان متناسب با شرايط جسمى و روحى خود عهده‏دار انجام مسئوليتى گردند. در اين صورت است كه پيوند خانواده مستحكم مى‏گردد، در پرتو آن به جامعه روح نشاط و شادابى دميده مى‏شود، و فرزندانى با شخصيت، با ايمان، لايق، نوعدوست، راستگو و درستكار به جامعه تحويل مى‏گردد؛ ولى اگر هر يك از زن و مرد وظيفه‏اى را كه جهان تكوين و نظام آفرينش بر اساس شرايط جسمى و روحى به عهده آنان گذاشته، به خوبى انجام ندهند و به كارى ديگر مشغول شوند، بنيان خانواده متزلزل مى‏گردد و در نتيجه جامعه گرفتار اختلال فرهنگى و تربيتى خواهد شد