احساس متضاد1
بخش عمده خصوصيات روحى زن و مرد از يكديگر متمايز مى باشد و نيز يافتيم كه همين تمايز است كه باعث جذب و كشش هر يك به سوى ديگر شده و در نهايت سبب تكميل شخصيت هركدام در كنار ديگرى مى شود. از جمله ويژگيهاى زن كه در قسمت قبل بدان اشاره شد, دشوارى تشخيص بين منافع و مصالح او بود كه اين ويژگى به نوبه خود مشكلات خاصى را براى وى به دنبال داشت. حال با هم يك گام ديگر به دنياى پر رمز و راز زن, پيش رفته, ويژگى ديگرى از روحيات او را بررسى مى كنيم
يكى از واقعياتى كه اغلب به عنوان يك مشكل بزرگ در زندگى زن چهره مى نماياند, اين است كه اغلب تمايلات زن حتى كوچكترين آن تمايلات, متاثر از وجود ديگران است كه در بسيارى مواقع بين آن تمايلات و اميال طبيعى تزاحماتى به چشم مى خورد. او آسايش تن را براى جلب محبت و خدمت به ديگران فدا كرده و آن گاه آسوده مى شود كه رضايت خاطرى را به كف آورد. او خوشنودى خود را دائر مدار رضايت ديگران مى بيند و همين ويژگى ذاتى منشا مشكلات وى مى گردد
به عنوان نمونه, يكى از دشوارترين امور براى زن اين است كه علاقه خود را به افراد مورد علاقه اش همچون, پدر, فرزند و شوهر بدون هيچ گونه تداخلى ابراز كند, چرا كه عشق به هر يك اقتضاآت خاص خود را دارد. لحظات دشوارى است آن گاه كه زن بخواهد اين اقتضاآت مختلف و گاه متناقض را در رويارويى با افراد مورد علاقه خاصش در يك زمان و مكان واحد بروز دهد
براى مثال, تكليف و وظيفه اى كه زن در قبال همسرش دارد اين است كه وسائل بهجت و سرور او را فراهم سازد كه گاه مستلزم آرايش و پيرايش و... مى باشد. انجام اين امور اغلب در كنار فرزندان به مصلحت نبوده و او را دچار تناقض مى سازد, چرا كه اقتضاآت و لوازم ابراز محبت به فرزندان امور ديگرى است. به همين گونه و يا سخت تر از اين زمانى است كه او در يك موقعيت واحد دركنار پدر و همسر خويش قرار گيرد, بخصوص اگر اين وضع بخواهد به درازا بكشد, چرا كه مشكل او در اين زمان دوچندان مى شود. شايد از همين رو باشد كه زنان طاقت نمىآورند مدت زيادى را در كنار پدر و همسر خود سپرى كنند