حضور زنان در صحنه اجتماع1
اصل مهم و اساسى كه در مشاركت زنان درصحنههاى گوناگون جامعه بايد به آن توجه شود اين است كه پذيرش هرگونه مسئوليتى از سوى آنان نبايد به وظيفه اصلى آنها كه تربيت نسل جديد جامعه و گرم نگهداشتن كانون خانواده است كمترين لطمه و آسيبى وارد سازد.
مشاركت و حضور زنان در صحنههاى گوناگون جامعه از مسائلى است كه در زمان حاضر پيرامون آن فراوان سخن گفته مىشود. اصل حضور بانوان در صحنه اجتماع مسألهاى مورد توافق است اما در شرايط و محدوده آن اختلاف است. آنچه در اين باره به طور بسيار فشرده و مختصر مىتوان گفت؛ اين است كه، هر كار جمعى و گروهى نيازمند افرادى با تخصصها و مهارتهاى گوناگون است كه به هر يك از آنان مسئوليتى متناسب با تخصص و مهارتش واگذار شود. به كار گرفتن اعضاى يك مجموعه در كارى بر خلاف تخصص و مهارتش سبب ناكارآمدى آن گروه و به هدر رفتن تلاش آنان خواهد شد. شادابى و نشاط هر جامعه و تربيت نسل جديد در گرو اين است كه بشر از دو جنس مخالف زن و مرد، با ساختمان وجودى و روحيات متفاوت و گوناگون آفريده شوند، و هر يك از آنان متناسب با شرايط جسمى و روحى خود عهدهدار انجام مسئوليتى گردند. در اين صورت است كه پيوند خانواده مستحكم مىگردد، در پرتو آن به جامعه روح نشاط و شادابى دميده مىشود، و فرزندانى با شخصيت، با ايمان، لايق، نوعدوست، راستگو و درستكار به جامعه تحويل مىگردد؛ ولى اگر هر يك از زن و مرد وظيفهاى را كه جهان تكوين و نظام آفرينش بر اساس شرايط جسمى و روحى به عهده آنان گذاشته، به خوبى انجام ندهند و به كارى ديگر مشغول شوند، بنيان خانواده متزلزل مىگردد و در نتيجه جامعه گرفتار اختلال فرهنگى و تربيتى خواهد شد![]()