معناى عفّت1
عفّت در اصل به معناى خويشتن دارى، تسلّط بر نفس و نقطه مقابل شهوت پرستى و شكم پرستى است.راغب اصفهانى در لغت نامه «مفردات» مىگويد: «عفّت حالتى در نفس است كه انسان را از غلبه شهوت باز مىدارد». قيّومى در لغت نامه «المصباح المنير» هم نظير همين معنا را ذكر نموده و مىنويسد: «عَفَّ عَنِ الشّىء امتنع عنه؛ از چيزى عفّت ورزيد، يعنى خود را از آن بازداشت».طريحى در «مجمع البحرين» مىنويسد: «العفافُ كَفُّ النفس عن المحرّمات، و عَنْ سؤال النّاس؛ عفّت، بازدارى روح و روان از گناهان و هم چنين نگهدارى خويش از دراز كردن دست سؤال به سوى ديگران است». از روايات نيز همين معنا استفاده مىشود، لذا اين واژه يك معناى عام دارد، ولى بيشتر در مورد خويشتن دارى در دو مسئله استعمال شده است: خويشتن دارى و قناعت درا مور مالى و كنترل غريزه جنسى، كه اوّلى موجب حفظ عزّت و آبرو شده و دوّمى موجب حيا، شرم و غيرت در مقابل پرده درى و انحرافات جنسى مىگردد. البته از اين دو در اصطلاح روايات به عفّت بطن و فرج تعبير شده است؛ مثلاً پيامبر(ص) فرمود: «در مورد امّتم در مورد شكم پرستى و شهوت پرستى جنسى، بيمناك هستم». ![]()