عفّت در اصل به معناى خويشتن دارى، تسلّط بر نفس و نقطه مقابل شهوت پرستى و شكم پرستى است.راغب اصفهانى در لغت نامه «مفردات» مى‏گويد: «عفّت حالتى در نفس است كه انسان را از غلبه شهوت باز مى‏دارد». قيّومى در لغت نامه «المصباح المنير» هم نظير همين معنا را ذكر نموده و مى‏نويسد: «عَفَّ عَنِ الشّى‏ء امتنع عنه؛ از چيزى عفّت ورزيد، يعنى خود را از آن بازداشت».طريحى در «مجمع البحرين» مى‏نويسد: «العفافُ كَفُّ النفس عن المحرّمات، و عَنْ سؤال النّاس؛ عفّت، بازدارى روح و روان از گناهان و هم چنين نگه‏دارى خويش از دراز كردن دست سؤال به سوى ديگران است». از روايات نيز همين معنا استفاده مى‏شود، لذا اين واژه يك معناى عام دارد، ولى بيشتر در مورد خويشتن دارى در دو مسئله استعمال شده است: خويشتن دارى و قناعت درا مور مالى و كنترل غريزه جنسى، كه اوّلى موجب حفظ عزّت و آبرو شده و دوّمى موجب حيا، شرم و غيرت در مقابل پرده درى و انحرافات جنسى مى‏گردد. البته از اين دو در اصطلاح روايات به عفّت بطن و فرج تعبير شده است؛ مثلاً پيامبر(ص) فرمود: «در مورد امّتم در مورد شكم پرستى و شهوت پرستى جنسى، بيمناك هستم».