احساس متضاد2
نمونه ديگر زمانى است كه بين افراد مورد علاقه زن اختلاف و كشمكش پيدا شده و او نيز به صحنه دعوا كشيده شود. در اين هنگام باز همين ويژگى روحى او را به درد سر مى اندازد, بخصوص اگر اين اختلاف بين شوهر و پدر او واقع شود. زن در چنين نزاعى دچار فشار روحى شديدى گشته, رنج زيادى به او تحميل مى شود, چرا كه قضاوت عادلانه كه اغلب نارضايتى يكى از طرفين را در پى دارد, بخصوص اگر اين قضاوت بخواهد با طرفداريها يا مخالفتهاى زبانى و عملى نسبت به يكى از طرفهاى درگير همراه باشد, براى او بسيار سخت بوده و ناگوارى شديدى براى او به ارمغان مىآورد. شايد علتش آن باشد كه از طرفى زن بيش از مرد نيازمند ارضاى عاطفى بوده و بيش از او محتاج است كه او را دوست بدارند و از طرف ديگر اين نياز عاطفى و محبوب بودن را اغلب از اطرافيان نزديك و از كسانى كه محدوده كوچك پيرامون او را تشكيل مى دهند, جستجو مى كند. بعلاوه كه زن آرزومند است كه نزديكانش شخصيت و وجودش را لايق و قابل بدانند و او را مورد توجه قرار دهند. از اين روست كه قضاوت اطرافيان, بخصوص آنانى كه به زن نزديكترند,براى وى از اهميت بيشترى برخوردار بوده و تشنگى عاطفى او با اندك توجه همين اطرافيان نزديك برطرف شده و به او آرامش مى دهد. به همين خاطربراى زن مشكل است كه در موقعيتهاى مورد مثال قرار گيرد, چون محبوبيت او را در بين خويشان به خطر انداخته و او كه بطور فطرى محبوبيت نزد نزديكان را خواهان است, در چنين شرايطى آرامش خويش را از كف داده و دوران سختى را طى مى كند